سه شنبه  / 16 شهريور 1389  / 07 سپتامبر 2010  آخرین بروز رسانی : 1389/06/15
 سرمقاله
 
سخن سردبير-روز قدس،"روز قدر"
سخن سردبير-روز قدس،"روز قدر"
1389/06/13
تمام كساني كه در راهپيمايي روز قدس امسال شركت كرده بودند و حتي تمام آنها كه از تلويزيون مراسم را تماشا كردند، بر سبزي تمام عيار روز قدس امسال صحه مي گذارند. افسوس كه تصاوير تلويزيوني نتوانست سبزي اين روز را به خوبي نمايش دهد. چرا؟ بيش از سي سال است كه در آخرين جمعه ماه مبارك رمضان، مردم در سراسر كشور و در بسياري از ...

√ سخن سردبير - ترنم بهار
√ مهار نفْسِ سركش؛ اولين گام تربيت
√ نقش عنصر حياء در تربيت
 
 
عكس
فيلم
 
 
     
مسابقه
مسابقه شماره 2
به فرموده قرآن مركز فعاليت هاي اخلاقي انسان كجاست؟
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
پاسخ
قلب    
نفس    
عقل    
جسم    
 
 قمه زني سنت است يا بدعت ؟
تاريخ  :  1388/09/28
خلاصه  :  اهميت عزاداري : قيام امام حسين ( ع ) در هر عصر و زمان و براي هر ملت و مردمي پيامي دارد، پيامي كه هيچ گاه كهنه نمي شود . اما در شرايطي كه همواره ستم پيشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش بوده اند تا نقش عاشورا را كمرنگ نموده و بنيانش را براندازند ، موثرترين عاملي كه مي تواند آن را براي نسلهاي آينده حفظ نمايد ، مراسم سوگواري امام حسين ( ع ) مي باشد . برپا داشتن مراسمي به ياد سيد الشهداء در ايام مختلف بويژه ، دهه محرم و روز عاشورا مي تواند روشي براي احياء خط ائمه و تبيين مظلوميت آنان باشد . تاكيدهاي فراوان پيامبر و ائمه به برپائي مراسم سوگواري نيز هماهنگ با اين اهداف عاليه بوده است . روايت است از امام صادق ( ع ) كه فرمودند : \" خداوند شيعيان ما را مشمول رحمت خويش سازد . به خدا قسم شيعيان ما همان مومنين اند ، آنان به خدا قسم با حزن و حسرت طولاني خويش ]در عزاي ما[ شريك و همــدرد مصيبت هاي ما خاندانند . \"( بحار الانوار ، ج 43 ، ص 222).

همچنين ايشان به فضيل مي فرمايند : \" آيا مجالس عزا بر پا مي كنيد و از اهل بيت و آنچه بر آنان گذشته صحبت مي كنيد ؟ فضيل گفت : آري قربانت گردم ، امام فرمود : اين گونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانيد كه هر كس امر ما را زنده كند مورد لطف و مرحمت خدا قرار مي گيرد . ]اي فضيل [ : هر كس از ما ياد كند ، يا نزد او از ما ياد كنند و به اندازه بال مگسي اشك بريزد ، خدا گناهانش را بيامرزد اگر چه بيش از كف دريا باشد . \"( همان ، ص 282 و 289)
امام رضا ( ع ) در اين رابطه مي فرمايد : \" كسي كه متذكر مصايب ما شود و به جهت ستم هايي كه بر ما وارد شده گريه كند ، در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و درجه مارا خواهد داشت و كسي كه مصيبت هاي ما را بيان كند و خود بگريد و ديگران را بگرياند ، در روزي كه همه چشم ها گريان است ، چشم او نگريد و هر كسي در مجلسي بنشيند كه در آن مجلس ، امر ما را زنده مي كنند ، روزي كه قلب ها مي ميرند ، قلب او نخواهد مرد . \"( همان ، ص 278)
اما نكته اي كه از تمام اين روايات مي توان در يافت اين است كه ائمه ( ع ) ، به منظور حفظ واقعه كربلا و انتقال فرهنگ آن به نسل هاي آينده ، برگزاري مراسم سوگواري ساده و بي آلايشي را توصيه مي نمودند ، اما متاسفانه با گذشت زمان و گسترش مذهب تشيع ، اين مراسم به پاره اي از آداب و رسوم قومي و ملي و سلايق فردي و جمعي ممزوج شد ، كه خود مي تواند مانعي براي درك مناسب پيام عاشورا باشد .

قمه چيست ؟ قمه زن كيست ؟


قمه نام سلاحي است شبيه شمشير اما كوتاهتر و پهنتر بدون انحنا و كجي ، و به هر كسي كه با اين سلاح در روز عاشورا سر خويش يا ديگران را مجروح مي سازد \" قمه زن \" ، و به اين عمل \" قمه زني \" مي گويند .
كساني كه مي خواهند صبح روز عاشورا \" قمه \" بزنند ، در شب عاشورا قمه خود را تيز كرده و در جلسه عزاداري به نام \" مشق قمه \" شركت مي كنند و در صبح عاشورا بعد از نماز صبح سر برهنه ، پا برهنه و كفن پوش قمه ها را در دست گرفته از پهنا به سر مي زنند و با نوحه خواني و گفتن \" حيدر ، حيدر \" آماده قمه زني مي شوند . استــــاد قمـــه زن با زدن دو - سه ضربه سر افراد را مجروح ساخته و سپس آنها از پهناي قمه بر روي زخم زده و حسين - حسين مي گويند ، بعضي افراد نيز كه خود توان قمه زدن را دارند به دلخواه خويش با ضرباتي سر خويش را مجروح ساخته و گاهي آنقدر قمه مي زنند تا از هوش بروند .

قمه زني از منظر تاريخ


از نظر تاريخي مسلم است كه قمه زني در قبل صفويه هيچ گونه سابقه اي نداشته است و ترديدها در آن است كه آيا در زمان صفويه به وجود آمده است ؟ و يا اينكه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است ؟
بعضي از محققان بر اين عقيده اند كه قمه زني در زمان صفويه تاٌسيس گرديده و صفويه آغازگر آن بوده است به اين صورت كه در روز عاشورا سلاطين صفويه به بخشهاي خاصي از افواج ارتش قزلباش خود كه به گروه فدائيان قزلباش مشهور بودند دستور مي دادند تا به طور منظم و دسته بندي شده ، دسته هاي عزاداري راه بياندازند . نصراله فلسفي در كتاب تاريخ شاه عباس كبير كه يكي از دقيقترين تواريخ است فوج فدائيان را چنين تشريح مي كند : فدائيان قزلباش كه هميشه سرشان به نشانه خدمت تراشيده بود در رز عاشورا شمشير به دست بيرون مي آمدند و تصورشان اين بود كه نوعي همدردي با اصحاب امام حسين داشته باشند . آنان مي گفتند : در چنين روزي كه امام حسين و اصحابش تير مي خورند پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد مي كنيم ، يعني نشان مي دهيم كه ما در راه امام حسين فدوي هستيم و حاضريم سرمان بريده شود و اين شروع قمه زني شد .
استاد يوسفي غروي در تاريخ نگاري عاشورا و تحريفات آن چنين مي نويسد : اين احتمال نيز وجود دارد كه نخست اين عمل از سوي صوفيان و درويشان انجام مي گرفته است . چنانكه \" پيترو دلاواله \" يكي از سياحان عصـــر شاه عباس اول مي نويسد : \" بسياري از دراويش در كوچه هاي پر رفت و آمد شهر ، تمام بدن خود تا گلو و حتي قسمتي از سر خود را در خمره هايي از گل پخته كه در داخل زمين پنهان شده فرو مي كنند بطوري كه انسان تصور مي كند واقعاً مدفون شده اند و از طلوع تا غروب خورشيد و حتي تا پاسي از شب گذشته به همين نحو باقي مي مانند ...جمعي ديگر در ميدان ها وكوچه هاي مختلف و جلوي خانه هاي مردم برهنه و عريان در حالي كه فقط با پارچه سياه سترعورت كرده و تمام سر تا پاي خود را با ماده اي سياه و براق رنگ زده اند ، حركت مي كنند . به همراه اين اشخاص عده اي برهنه راه مي روند كه تمام بدن خود را به رنگ قرمز در آورده اند تا نشاني از خونهايي كه به زمين ريخته و اعمال زشتي كه آن روز نسبت به امام حسين ( ع ) انجام گرفته است ، باشد . و تمام اين براي نشان دادن مراتب سوگواري و غم و اندوه آنان در عزاي امام حسين ( ع ) است .... \"
اما برخي ديگر از محققان و تاريخ نگاران نيز بر اين عقيده مي باشند كه قمه زني مربوط به دوره قاجار بوده و در عصر صفويه وجود نداشته است . استاد رسول جعفريان در اين باره مي گويد : \" پرسيده اند قمه زني و سينه زني از كجا شروع شده است ؟ حقيقت اين است كه دو - سه احتمال هست . يك نظر جدي اين است كه بخش هايي از صورت هاي عزاداري از هند آمده است . تشيع در زمان صفوي به هند رفت و در برگشتش از بندر بوشهر و شيراز وارد ايران شد . در مورد لبنان هم همينطور است . در نبطيه يك عالم شيعه گفته يك عده ايراني اين جا آمدند و يك رسم ورسوم خاصي در عزاداري دارند كه جلوي اينها بايد گرفته شود . اين عبارت مال اواخر زمان قاجار است .... عزاداري ريشه اش از خود ائمه است ، ولي شكل عزاداري عربها به گونه ديگري است . [1] شكل عزاداري ايراني ها بعدها به وجود آمد . راجع به سينه زني و قمه زني ، تاريخش به بيشتر از اواخر قاجاريه نمي رسد .... يكي از دلايل اين است كه فتاوايي كه از علما داريم همه اش مال اواخر قاجاريه است و مطلقاً در استفتائات قديمي تر راجع به اين نصي نداريم . [2] اين سيستم سينه زني يا زنجير زني يا قمه زني مطلقاً در متون صفوي نيست . عزاداري ها معمولاً در خانه ها بر پا مي شد ، به اين صورت كه روضه الشهداء را رو به روي خودشــــــان مي گذاشتند و از روي آن مي خواندند . \"
اما اگر بخواهيم به يك جمع بندي ميان اين دو نظريه دست يابيم بايد گفت كه ريشه هاي اين گونه عزاداري ها از زمان صفويه نشاٌت مي گيرد ولي نه بصورت كنوني ، بلكه بصورت فردي و بسيار محدود و بي ضابطه انجام مي گرفته است . و خواستگاه آن بيشتر در شهرهايي بوده است كه در آن دراويش و صوفيان نفوذ بيشتري داشته اند .
گزارشي از اولياء چلپي در عهد شاه صفي در مورد عزاداري مردم تبريز كه مركز اصلي تجمع دراويش و صوفيان بوده اظهارات فوق را تاٌييد مي كند : \" هنگامي كه خواننده به قسمتي ميرسد كه طرز كشته شدن امام حسين به دست شمر ملعون را توصيف مي كند درست در همان لحظه تصاوير اجساد اطفال كشته شده امام را از چادر شهيدان كربلا بيرون مي آورند . از تماشاي اين منظره فريادها و ناله و شيون هاي \" واي حسين \" گوش فلك را كر مي كند و تمامي تماشگران گريه وناله سر مي دهند ، صدها تن از مخلصان با شمشير و قمه به سر و صورت و پيكر خود زده مجروح مي شوند . \" (ايرانيان و عزاداري عاشورا ، اصغر فروغي ابري ، ص 61).
با اين حال در طول دوره صفويه و زنديه ، عزاداري رسمي و سنتي شيعيان همواره به صورت روضه خواني و برگزاري تعزيه انجام مي گرفته است و همين امر منجر گرديده تا سياحان خارجي عصر صفوي حرفي از قمه زني يا زنجير زني به ميان نياورده و فقط اشاره اي به اعمالي داشته باشند كه مي تواند سرآغازي براي اين اعمال باشد . اما اين سبك عزاداريها در دوره قاجاريه صورت منظم تري به خود گرفت و با نفوذ در ميان عوام ، در مراسم رسمي ايرانيان رسوخ كرد . \" پير لوتي \" كه در زمان مظفر الدين شاه به ايران سفر كرده در مورد قمه زني مي نويسد : \" مردان ، سر برهنه در ميان گيسوان خود شكاف خون آلودي ايجاد كرده اند ( قمه زده اند ) و عرق و قطرات خون روي شانه هايشان جاري است . \" (ايرانيان و عزاداري عاشورا ، اصغر فروغي ابري ، ص68).

دلايل قمه زني :


مدعيان قمه زني براي اثبات جواز قمه زني خود به دلايلي استدلال مي كنند كه در اينجا به نقد بررسي اين دلايل پرداخته مي شود :

1) : افسانه سر به محمل كوبيدن ( تقرير معصوم )


قمه زنان به اين روايت دروغ استناد كرده و مي گويند : اگر قمه زني و سرشكافتن در عاشورا و عزاي سيد الشهداء جايز نيست پس چرا حضرت زينب ( س ) سرش را به چوب محمل كوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون كرد . دو استدلال براي قمه زنان وجود دارد :
اول اينكه چون حضرت زينب پرورش يافته دامان وحي بوده و نافرماني خدا را انجام نمي دهد اگر كاري از او سر زده مي توان مجاز بودنش را استنباط كرد .
دوم اينكه مگر امام سجاد ( ع ) كه امام معصوم بوده همراه حضرت زينب ( س ) نبود و اين اقدام عمه را نديد آيا سكوت امام معصوم در اينجا نمي تواند در تاٌييد و تقرير اين عمل باشد ؟ تقرير معصوم نيز حجت است .
اما اصل ماجرا چنين است كه فردي بنام \" مسلم جصاص(گچكار) \" نقل مي كند : به هنگامي كه در حال بازسازي دروازه اصلي شهر كوفه بوده هياهويي مي شنود و به سمت هياهو حركت كرده و مي بيند كه اسراي واقعه عاشورا در كجاوه بودندو در اين هنگام سر بريده امام حسين ( ع ) را بالاي نيزه بردند كه حضرت زينب با مشاهده سر بريده برادر ، سر خود را از فرط ناراحتي به چوب محمل مي كوبد چنانچه خون از زير مقنعه اش جاري شد . و با چشم گريان اشعاري را قرائت كردند(ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 54 و 55) .
اين مطلب برگرفته شده از كتابي بنام \" نورالعين في مشهد الحسين \" مي باشد كه نويسنده آن مشخص نيست و تنها به ابراهيم بن محمد نيشابوري اسفرايني نسبت داده مي شود كه شخصي اشعري مذهب و شافعي مسلك بود و بسياري از علما در بي اعتبار بودن آن صحه گذاشته اند . چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شيخ عباس قمي صاحب مفــاتيح الجنـــــــان بيان مي كند كه : نسبت سر شكستن به حضرت زينب بعيد است چون ايشان عقيله بني هاشم و صاحب مقام رضا و تسليم است(منتهي الآمال ، ج 1 ، ص 75 ). وي سپس با استناد به كتابهاي معتبر مي نويسد كه اصلاً محمل و هودجي در كار نبود تا آنحضرت سرش را به آن بكوبد .
همچنين عالم بزرگوار آيت اله حاج ميرزا محمد ارباب نيز در خصوص بي اعتبار بودن كتاب نورالعين و بي اساس بودن گفته هاي مسلم جصاص تاكيد دارد(الاربعين الحسينيه ، ميرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232) .
به دلايل زير اين خبر اساس و پايه اي ندارد :
الف )- تنها در كتاب نورالعين نوشته شده كه طبق آنچه گفته شد بي اعتبار است . و در ساير كتابهاي معتبر ديني اين مطلب گزارش نشده است .
ب ) - سند ندارد و به عبارت ديگر راويان آن در جايي ذكر نشده است .
ج ) - در اشعاري كه به حضرت زينب نسبت داده اند مصرعي آمده كه در آن حضرت خطاب به امام حسين ( ع ) مي فرمايند : \" اگر با من حرف نمي زني لااقل با دختر صغير خود فاطمه سخن بگو \" . در حالي كه بنا به تصريح همه مورخان اسلامي ، فاطمه بنت الحسين كه فاطمه كبري هم خوانده مي شود در آن زمان ( حادثه عاشورا ) زن بزرگ و شوهر داري بود كه همسرشان حسن بن حسن ( ع ) معروف به حسن مثني بوده و در روز عاشورا پس از آنكه زخمهاي فراواني برداشته بودند از مرگ نجات يافت . و از دختر ديگري بنام فاطمه كه صغير بوده ، در كاروان اسرا نام برده نشده است و آنكه در ميان روضه خوانان بنام فاطمه صغري معروف است به قول خود روضه خوانان به علت بيماري در مدينه مانده بود و در حماسه عاشورا شركت نداشت .
د ) - در بيت ديگري از همان اشعار منتسب به حضرت زينب ، حضرت امام حسين به سنگدلي و قساوت قلب متهم شده كه حتي با تمسك به صنايع ادبي ، مانند تجاهل عارف هم قابل توجيه نيست .
ه ) - با توجه به شخصيت معرفي شده حضرت زينب در متون اسلامي كه ايشان را آدمي خويشتندار و رضا و تسليم معرفي كرده اند ، آنچه در اين كتاب گفته شده با آنچه در ساير متون معتبر اسلامي آمده متضاد است وچهره ديگري از حضرت زينب معرفي شده است .
علاوه بر آنچه گفته شد ، اگر بر فرض محال چنين گفته اي صحت داشته باشد كه ندارد ، عمل قمه زنان با فعل حضرت زينب تفاوت آشكار دارد(تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسين ، محمد صحتي سردرودي ، ص 209 ) .

2) جزع براي امام حسين ( ع )


قمه زنان با استناد به اين موضوع ، قمه زني را از مصاديق جزع و عزاداري مي دانند چون جزع و عزاداري براي امام حسين از شعائر الهي است پس قمه زني نيز به تبع آن جايز و حتي مستحب است .
ولي بايد دانست كه هر فعل و شيئي داراي تعريف و محدوده مشخصي مي باشد كه اين تعريف يا از ناحيه شرع مقدس معين شده و يا عقل و عرف براي آن محدوه معين مي نمايد . در اينجا نيز بايد محدوده عزاداري توسط شرع يا عقل معين گردد . امام خميني (قدس سره) در اين باره چنين مي گويند :\" در اينجا هم بايد در خصوص عزاداري ومجالسي كه به نام امام حسين ( ع ) بر پا مي شود سخني بگويم . ما وهيچ يك از دينداران نمي گوييم كه با اين مراسم ، هر كسي هر كاري مي كند خوب است . چه بسا علماي بزرگ و دانشمندان ، بسياري از اين كارها را ناروا دانسته و از آن جلوگيري كرده اند(كشف الاسرار ، ص 173) . \"
اما در مورد قمه زني بايد گفت كه هيچ دليل شرعي كه بتوان با آن قمه زني يا اعمال شبيه به آن را به عنوان عزاداري و جزع بر شمارد موجود نمي باشد . از برخي روايات نيز مي توان اين موضوع را درك كرد . چنانچه جابر بن عبداله انصاري مي گويد از امام محمد باقر ( ع ) درباره جزع سئوال نمودم حضرت فرمودند : \" شديدترين مرتبه جزع عبارتست از فرياد همراه واي گفتن ، زدن بصورت و سينه و چيدن مو از جلوي سر ، و هر كس نوحه گري بر پا كند به طور حتم صبر را رها كرده و در غير صبر قرار گرفته است . \" (وسائل ، ج 2 ، ص 915 ، باب كراهه الصراخ بالويل و العويل)
كه با اين بيان با قاطعيت مي توان گفت كه از ديدگاه شرع ، قمه زني و اعمال شبيه آن را نمي توان به عنوان گونه اي عزاداري و جزع به حساب آورد . زيرا لطم بنا بر تصريح كليه اهل لغت به معناي زدن بصورت با كف دست است كه معناي بسيار متفاوتي با قمه زني دارد . اما متاٌسفانه بعضي از طرفداران قمه زني براي اين كه كار خود را توجيه نمايند و وجهه شرعي به آن بدهند دست به تحريفاتي در متون روايات نيز زده اند . مثلاً روايت (... لا شيي في الطلم علي الخدود سوي الاستغفار و التوبه ... و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب ) ؛ \" چيزي در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نيست ... و براي مثل حسين ( ع ) لطمه به صورت زده شده و گريبان چاك زده شده است . \" (تهذيب ، ج 8 ، ص 325 ) كه امام صادق ( ع ) در بيان اين معنا مي باشند كه لطمه زدن بصورت كفاره اي لازم نيست و چون عمل توسط زنان هاشمي و براي سروراني همچون امام حسين ( ع ) انجام شده فقط توبه و استغفار براي آن كافي است ، به اينگونه بيان شده : \" و علي مثله فلتطلم الخدود و لتشق الجيوب \" ؛ \" و بر مثل حسين ( ع ) بايد بصورت زد و گريبان چاك داد . \" كه در آن نقل فعلهاي روايت بصورت امر درآمده است .
در مورد اين سند بايد گفت :
الف ) - سند اين روايت ضعيف است و بسياري از فقهاء به اين امر تصريح نموده ند :
شهيد ثاني در مسالك الافهام در اين باره مي گويد : \" سند اين روايت ضعيف مي باشد ، زيرا خالد بن سدير كه در سند آن است فردي غير موثق مي باشد . \" (مسالك الافهام ، ج 10 ، ص 27 )
شيخ صدوق در مورد او گفته كه روايات كتابش جعلي است .
محقق بزرگوار آقا رضا همداني در كتاب مصباح الفقيه مي نويسد : اين روايت به خاطر ضعف سندش و اعراض اصحاب از آن صلاحيت براي دليل واقع شدن را ندارد(مصباح الفقيه ، ج 1 ، ص 430) .
- آيت اله العظمي گلپايگاني نيز مي نويسد : بسيار بعيد است كه جواز لطم به صورت و گريبان چاك دادن را به عزاداري امام حسين ( ع ) اختصاص دهيم زيرا وقتي كه اين دو فعل در اسلام حرام باشد محققاً زنان فاطمي نيز آن را انجام نداده اند اگر چه اين اعمال براي امام حسين ( ع ) جايز باشد زيرا انجام اين اعمال موجب تنفر و بيزاري نفوس مردم از آن عمل ميشود(كتاب الطهاره الاول ، ص 218) .
ب ) - متن اين روايت داراي تناقضاتي است كه بعضي فقها به آن اشاره نموده اند :
- آيت اله سيد احمد خوانساري در كتاب جامع المدارك مي نويسد : استفاده وجوب كفاره از اين روايت به خاطر تناقضاتي كه در آن است مشكل است زيرا در آن آمده است نماز كسي كه گريبانش را در عزاي زوج يا فرزندش چاك دهد صحيح نيست تا اينكه كفاره بدهد و همچنين آمده است كه چيزي در لطمه زدن بصورت غير از استغفار و توبه نيست ، پس چگونه ميتوان ملتزم شد كه نماز شخص ، بدون كفاره دادن و توبه صحيح نباشد و همچنين چگونه مي توان ملتزم به وجوب استغفار و توبه در لطم بر صورت شد با وجود آنچه كه در ذيل اين روايت آمده است كه \" و علي مثله تشق الجيوب \" زيرا كه استغفار و توبه فرع حرمت است(جامع المدارك ، ج 5 ، ص 14) .
ج ) - چنانچه گفته شد كلمه \" لطم \" به معناي زدن به صورت با كف دست مي باشد نه وارد كردن خراش بصورت ، تا بتوان با آن بر جواز قمه زني احتجاج نمود . كه اين معني را مي توان از خود روايت هم فهميد زيرا در صدر روايت براي وارد كردن خراش بصورت كفاره قرار داده شده است . ولي در ادامه ، لطمه را از موارد وجوب كفاره خارج نموده و استغفار را براي آن كافي مي داند كه اين عمل بيانگر آنست كه لطمه چيزي غير از خراش است .
د ) - با وجود روايات متعددي كه از پيامبر ( ص ) ، اهل بيت ( ع ) در نهي از آسيب رساندن به بدن در عزاداري رسيده است ، استدلال به اين خبر ضعيف و غير صحيح مي باشد . بر همين اساس است كه گفته شده فتاوي كه غالباً از علما و در مورد جواز قمه زني صادر مي شود به خاطر محبت شديد ايشان نسبت به امام حسين ( ع ) و خوف آنها از آسيب وارد شدن به عزاداري آن حضرت است و مبناي محكم فقهي ندارد .
ه ) - در صورت اثبات لطم توسط زنان فاطمي و همچنين اثبات اينكه امام سجاد ( ع ) بر اين اعمال سكوت نمودند نيز نمي توان حكم آنرا براي ديگران جاري نمود . چون ممكن است اين حكم فقط اختصاص به زنان فاطمي داشته باشد كه در آن شرايط حضور داشتند و داراي رابطه خويشاوندي با آن حضرت بودند .
مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر الكلام در اين باره مي نويسد : \" استدلال به آنچه كه در مورد فعل زنان فاطمي نقل شده است و در ذيل خبر خالد بن سدير از امام صادق ( ع ) نيز آمده ، متوقف بر آن است كه عمل آنها بر غير پدر و برادرشان باشد و همچنين اينكه حضرت علي بن حسين ( ع ) بر عمل آنها علم داشته و در مقابل آن نيز سكوت نموده اند كه اين سكوت هم بگونه اي باشد كه نشانه اي از رضايت آن حضرت از آن عمل داشته باشد ، كه چنگ زدن به خارهاي بيابان براي كندن خارهاي آن با دست از پذيرش اين گفته ها آسانتر است \" .
در تعدادي از روايات امام حسين ( ع ) زنان فاطمي را از گريبان چاك زدن و وارد كردن خراش به صورت ، بعد از شهادتشان نهي فرمودند چنانچه در لهوف و ديگر مقاتل معتبر آمده است كه امام حسين ( ع ) در شب عاشورا به زنان حرم چنين فرمودند: \" اي خواهرم ام كلثوم ، و تو زينب و هم تو اي فاطمه و تو اي رباب توجه كنيد ! هر گاه كشته شدم ، گريبان چاك نزنيد و صورت نخراشيد و سخن ناروا بر زبان جاري نكنيد . \" (اللهوف ، ص 141-140)
در كتاب كامل الزيارت نيز از امام محمد باقر ( ع ) روايت مي كند كه هنگامي كه امام حسين ( ع ) در صدد كوچيدن از مدينه برآمد ، زنان بني عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرايي پرداختند تا آن كه امام حسين ( ع ) ميانشان رفت و گفت ، شما را بخدا سوگند مبادا كه نافرماني خدا و رسول باشد كه از شما سر بزند(كامل الزيارات ، ص 195 ، ح 275 ، باب 29) . كه مراد آن حضرت لااقل شق جيوب و خمش وجوه را شامل ميشود .
و ) - لطمه زدن هميشه عملي بوده كه توسط زنان انجام مي گرفته و رواياتي هم كه در نهي آن وارد شده همگي خطاب به جمعيت نساء است . پس در صورتي نيز كه از روايت فوق جواز لطمه زني در مصيبت امام حسين ( ع ) برداشت شود بايد آن را اختصاص به همان قشر داد .
پس همانگونه كه بررسي شد استدلال به اين روايت براي اثبات جواز قمه زني هم از حيث دلالت و هم از حيث سند آن بي مورد مي باشد .
از طرفي ديگر عقل هيچ گاه حكم نمي كند كه قمه زني مصداق جزع و عزاداري باشد زيرا عزاداري يعني اظهار حزن و اندوه نسبت به امام حسين ( ع ) ، كسي كه با كارد تيز به جان خودش مي افتد و به سر خودش مي كوبد حالت حزن و عزاداري است يا يك حالت وحشت و ترس خصوصاً براي بچه ها و افرادي كه تحمل ديدن اين صحنه را ندارند . گذشته از اين عزاداري اگر به نحومتعارف خود باشد اثري كه بر آن مترتب است بر جاي خواهد گذاشت ولي اگر به گونه هاي غير متعارف همچون قمه زني انجام شود نه تنها اثر وضعي خود را ندارد بلكه ممكن است نتايج بد و سويي بر جاي گذارد . به همين جهت بوده كه اسلام اجازه نداده است كه انسان هر روشي را جهت تحقق عمل خود انتخاب كند . بـــــراي بيـان اندوه ، روشهاي متمدن تري وجود دارد كه بجاست به مدد انسانيت خود آنها را بشناسيم ، اندوه كنشي براي خودآزاري نيست بلكه راهي براي كمال بخشيدن به انسانيت است .
بر همين اساس است كه روش هماهنگ با فكر و عقيده اينست كه اندوه از راه قداست قهرمانان آن ، راهي براي هماهنگي با مصيبتي باشد كه آنها داشته اند ، تا شهادت ، قداست اسلامي خود را حفظ كند و مصيبت در گامهاي رسالت ، موثر واقع شود . بنابراين بايد غم و اندوه آنان را به گونه اي مجسم كرد كه رسالت را مجسم كنند و جنبه هاي انساني آن را آشكار سازد تا مردم بدانند كه اين مصيبت ، مصيبت انساني تاريخي نبوده ، بلكه مصيبت انسانيت در تمام مراحل زندگي بوده است .
متأسفانه اين روشهاي نادرست چنان اهميتي پيدا كرده اند كه اين فكر را بوجود آورده اند كه ميان اينها و بقاء و استمرار دين يا علاقه مردم به اهل بيت رابطه است . بطوري كه اگر كسي از جنبه هاي منفي اين روشها سخن گويد ، گويا دعوت به كفر و خروج از دين كرده است . كار بجايي رسيده است كه بعضي مي ترسند كه آنهايي كه اين روشها را انكــار مي كنند از جانب اهل بيت گرفتار بلايي شوند يا ضربتي از آسمان بر سر آنها فرود آيد . زيرا در مقام دشمني با ائمه قرار گرفته اند .
حتي برخي از علماء ديني تصريح مي كنند كه اگر درباره برخي از مسائل سخني بگويند از امام حسين ( ع ) بيمناكند گويا آن حضرت كه در پيشگاه خداوند است همچون افراد معمولي در قيد و بند مسائل شخصي خويش است و در صدد انتقام گرفتن از مخالفين مي باشد .

3): مواسات و همدردي با امام حسين ( ع )


دليل ديگر قمه زنان براي قمه زدن ، اين است كه آنان عنوان مي دارند كه عمل ما نوعي مواسات و همدردي با امام حسين ( ع ) است .
در جواب گفت :
ابتدا بايد تعريف و محدوده مشخصي براي مواسات مشخص كرد سپس حكم كرد كه قمه زني مصداق مواسات است يا نه ؟ . مواسات در لغت به معناي آن است كه از آنچه داريم به طرف مقابل خويش بدهيم تا با او مساوي شويم . پس اطلاق مواسات بر قمه زني از نظر معناي لغوي غلط است . در اينجا چيزي به امام حسين ( ع ) داده نشده است زيرا انجام اين امور يا بخاطر دنياي ايشان است كه آنحضرت در دنيا نيستند و يا بخاطر آخرت آن حضرت است كه ايشان در آخرت ، به اين كارها نيازي ندارند .
پس اگر سيد الشهداء به خاطر نبرد در راه خدا متألم ميشد ، همدردي ما اين است كه ما هم بخاطر نبرد در راه خدا متألم شويم ، زيرا معناي مشاركت همين است كه در جاي او قرار گيريم .

4): احياي امر مذهب


مدافعان قمه زني ادعا مي كنند كه با قمه زني پايه هاي دين را تقويت نموده و بدينوسيله تعداد علاقه مندان به مذهب تشيع را مي توان افزايش داد . استناد به اين دليل در منابع مختلف بصورتهاي گوناگون ديده مي شود . آقاي سيد حسن شيرازي با حمله به كساني كه در پي حذف اين شعائر هستند اينگونه استدلال مي كند : \" اگر بحث مبارزه با محرمات و حفظ اسلام هست چرا با ديگر محرمات مبارزه نمي شود و اگر بحث مبارزه با اين شعائر است چرا از روز اول با آنها مخالفت نشد و مجموع اينها از سالها قبل است كه اجرا گرديده است و مهمترين دلايل موافقت با قمه زني همين هاست . \" (اشعائر الحسينيه ، ص 25-26 و 128) و پس از نقل آنها نتيجه مي گيرد كه قمه زني ذاتاً مباح و پيروي از امام است .
در جواب از اين استدلال بايد گفت :
باطل بودن اين استدلال بسيار مشخص مي باشد زيرا اصلي ترين دليل حرمت قمه زني موضوع مدهن و تضعيف مذهب بودن آن است بگونه اي كه انجام آن چهره اي زشت و وحشيانه از اسلام در نظر غير مسلمانان و حتي بعضي از مسلمانان بر جاي مي گذارد .
دانشمند شيعي علامه سيد محسن امين ( ره ) در اين زمينه مي گويد : \" چه لزومي دارد در انجام دادن كاري مثل قمه زني كه اگر فرض شود آن عمل جزء قطعي دين اسلام است موجب نسبت داده شدن عار و ننگ به دين و اهل آن ميشود . و مردم را از دين متنفر مي كند . آيا تقوا و احتياط ايجاب نمي كند كه بايد از قمه زني خودداري نمود . حتي اگر ما قمه زني را مباح هم بدانيم بايد آنرا ترك نمود چون از واجبات نمي باشد كه با ترك آن ضرري به دين وارد كند . \"
همچنين مرحوم آيت الله العظمي امام خميني ( ره ) در اين باره مي گويد : \" شما مي خواهيد براي خدا كاري انجام دهيد . در شرايطي كه كاري به ضرر اسلام تمام شود بهتر است كه انجام نشود مثلاً قمه زني كه موجب وهن اسلام مي شود شما تا مي توانيد دستجات و سينه زني را با شكوهتر انجام دهيد . \"( در سايه آفتاب ، محمدحسن رحيميان ، ص 116)

5): استدلال به فرازي از زيارت ناحيه مقدسه


در قسمتي از زيارت منسوب به زيارت ناحيه مقدسه آمده است : \" من صبح و عصر بر تو ندبه مي كنم و به جاي اشكها بر تو خون مي گريم . \" بعضي ها خواسته اند تا از اين عبارت جواز قمه زني و خونريزي را استفاده نموده و بگويند چون امام زمان ( عج ) حاضر است براي جد بزرگوارش خون گريه كند پس ما نيز مي توانيم قمه زني و خونريزي كنيم .
اولاً بايد گفت : اينگونه استدلال ها يا از شدت تعصب آنهاست يا از روي قلت سواد . زيرا هر شخص غير مغرضي با شنيدن اين جملات متوجه ميشود كه خون گريه كردن امري است كه عرفاً محال بوده و عملي نيست . پس اگر معناي كلام را آنگونه كه قمه زنان معني مي كنند تصور كنيم لازم مي آيد كه نعوذبالله امام زمان ( عج ) در اين كلمات دروغ گفته باشند . اينگونه استعمالات ادبي كه براي بيان شدت احساسات فرد بكار ميرود در كلام فصحاء به وفور يافت ميشود و نبايد آن را در غير محل آن ، معني نمود .
ثانياً : بحث مربوط به اين روايت فقط در عنوان اولي حكم قمه زني وجود دارد و آن اين است كه آيا آسيب رساندن به بدن در عزاداري جايز است يا نه ؟ . اما بحث از عنوان ثانوي قمه زني ، كه وهن مذهب بودن آن است همچنان به جاي خويش باقي است . به عبارت ديگر قمه زني همچنان به عنوان ثانوي حرام خواهد بود.

ادعاهاي نامشروع :


بسياري از افرادي كه به اينگونه اعمال دست مي زنند ادعا مي كنند كه مصيبت امام حسين ( ع ) چنان در آنها ايجاد حزن و اندوه مي كند كه عنان عقل خود را از كف داده و از خود بيخود مي شوند و بقول خود آنها ديوانه امام مي گردند . جاي تعجب است كه با اين ادعاها بايد گفت كه جايگاه اين افراد از ائمه اطهار هم بالاتر است زيرا ائمه با آنكه با علم الهي خويش هميشه ناظر آن وقايع بودند هيچ خبري از آنها بدست نيامده كه اينگونه حركات و رفتار را حتي در سطح كوچكتري انجام داده باشند . حتي امام حسين ( ع ) در شب عاشورا از حضرت زينب خواست تا پس از وي گريبان پاره نكند و صورت نخراشد و فرياد نكشد(اللهوف ، ص 140-140) .
اين افراد بايد بدانند كه قيام عاشورا قيامي نيست كه هدف آن تحويل دادن آدم ديوانه به جامعه باشد بلكه هدفي بسيار بزرگتر و با ارزشتر در آن نهفته است و آن آزادگي و عزت براي زيستن و زندگي كردن است .

تبيين دلائل حرمت قمه زني


1) بدعت بودن قمه زني


بدعت داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي است كه معناي لغوي آن ايجاد هر امر جديد و بي سابقه و در معني اصطلاحي به معناي افزودن مسأله وحكمي جديد و بي سابقه به دين است مانند حلال كردن حرامي و يا حرام كردن حلالي . قمه زني نيز در هر دو معني آن قرار گرفته و حكم به حرمت آن مي گردد .
از طريق معناي لغوي :
هرگاه فعل و امر جديدي كه جزء دين بودن آن ثابت نشده سبب وهن و تضعيف دين شود ، به يقين انجام آن فعل حرام بوده و بايد از انجام آن پرهيز شود . قمه زني نيز از امور اختراعي مي باشد كه هيچگونه سابقه اي در عصر ائمه ( ع ) و حتي قرون نزديك به آن نداشته است . شهيد مطهري در اين رابطه مي گويد : \" قمه زني و بلند كردن طبل و شيپور از ارتدوكسهاي قفقاز به ايران سرايت كردو چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنهاآمادگي داشت همچون برق در همه جا دويد . \"( جاذبه و دافعه علي ( ع ) ، ص 154) جالبتر آنكه طبق گفته شهيد مطهري تيغ زني ، زنجير زني ، حمل صليب (= حمل علم ) ، زدن طبل و شيپور و ... حتي هم اكنون نيز به همين شكل در لورد lourdes) )ساليانه در سالروز شهادت مسيح ! برگزار ميشود .
از طريق معناي اصطلاحي :
بطور كلي اگر شخصي عملي را كه دليلي بر وجوب يا استحباب آن ندارد به اعتقاد اينكه آن عمل واجب يا مستحب است انجام دهد به يقين ، انجام آن فعل با اين نيت حرام مي باشد . امام خميني ( ره ) در اين مورد مي نويسد : \" تشريع ، يعني به دين وارد كردن چيزي كه از دين نيست . اين مساوي با بدعت است . \" (انوار الهدايه ، امام خميني ج 1 ، ص 225)
افراد قمه زن نيز قمه زني را به نيت اينكه از اعمال عبادي و مطلوب است انجام مي دهند در حاليكه قمه زني هيچ ميانه اي با دين ندارد . علامه سيد محسن امين ( ره ) در اين رابطه مي نويسد : \" بزرگترين گناهها اين است كه انسان بدعت ها را به جاي مستحب گرفته و يا امور مستحبي را بدعت وانمود كند امور نهي شده ، كه در عزاداريها فراوان اتفاق مي افتد ، از قرار زير است : 1)- كذب و دروغ گفتن . 2)- آزار نفس و اذيت كردن بدن ، كه همان قمه زدن و ... حرام بودن اين امور ، عملاً و فعلاً ثابت است . 3)- جيغ زدن و فريادهاي بلند زنان ، كه علاوه بر زشت بودن آن ، اصلاً گناه و معصيت است . 4)- داد و فرياد و نعره هاي وحشيانه با صداهاي نكره . 5)- غير از اينها آنچه به نام دين در اينگونه مجالس ، موجب آبروريزي و هتك حرمت فوق العاده دين ميشود و حد مرزي نيز نمي توان بر آن شمرد . \" (التنزيه ، ص 13)
بدعت در دين امر نكوهيده اي است كه به هر نام و هدفي كه باشد جز خسران و ضربه بر اصل دين حاصل ديگري ندارد . غالباً آنهايي كه اقدام به بدعت گذاري در دين مي كنند ، كساني هستند كه از راههاي معقول نتوانسته اند جايگاه مناسبي در بين دينداران براي خود پيدا كنند و يا افراد جاهل و غافلي هستند كه به گمان خود از اين راه مي توانند خدمتي به دين كنند. اين دسته مصداق بارز افرادي هستند كه امام صادق ( ع ) در حديثي آنها را چنين معرفي مي كنند : \" دو نفر كمر مرا شكستند ؛ عالم پرده در نابكار و جاهل ناداني كه فقط به ظاهر دستورات ديني توجه مي كنند .\"( ميزان الحكمه ، ج 8 ، ص 4003)
پيامبر اسلام ( ص ) فرمودند : \" بدترين كارها آنست كه نوپديد و بي سابقه باشد . بدانيد هر بدعتي گمراهي است و هر گمراهي فرجامش آتش است . \" (امالي شيخ مفيد ، ص 188 ، اصول كافي ج 1 ، ص 57)
حضرت اميرالمومنين(عليه السلام) نيز در نكوهش بدعت چنين مي فرمايند: \" هيچ بدعتي نهاده نشده مگر آنكه بدان سبب سنتي ترك شد . از بدعت ها بپرهيزيد و راه روشن را در پيش گيريد . بهترين كارها آن است كه پيشينه داشته باشد و بدترين آنها آن است كه نو پديد و بي سابقه باشد . \" (ميزان الحكمه ، ج 1 ، ص 453).

2) : وهن وتضعيف مذهب


وهن در لغت به معناي تضعيف و سست نمودن كسي يا چيزي است و منظور از آن در اينجا اين است كه اگر ديگران اين عمل را در عزاداري امام حسين ( ع ) ببينند مذهب شيعه را متهم به خشونت ، توحش و خرافه گري مي كنند ، كه در نتيجه منجر به تضعيف و وهن تشيع مي گردد . مهمترين دليلي كه براي حرمت قمه زني ذكر شده وهن نسبت به مذهب است .
تا كنون در شبكه هاي تلويزيوني و رسانه هاي ضد اسلامي در جهان ، با استناد به صحنه هاي قمه زني كه در برخي ديگر از كشورهاي اسلامي نظير پاكستان و عراق هم معمول است توليدات زيادي را بر عليه اسلام و مسلمين تهيه كرده اند كه در آنها چهره اي خشن و زشت از اسلام معرفي شده است . نظير فيلم \" شمشير اسلام \" كه توسط شبكه تلويزيوني بي بي سي تهيه شده و يا فيلم \" ترور شيعي \" كه از تلويزيون آمريكا پخش شد كه در آن شيعيان به گونه اي معرفي شده بودند كه به چيزي جز قتل و خونريزي فكر نمي كنند و در پايان نيز صحنه هاي از قمه زني در روز عاشورا پخش گرديد(كيهان عربي 6/1/1415 ، شماره 3113) .
اينكه استعماراز تمامي ابزارهاي ممكن در جهت ضربه زدن به اسلام و مسلمين استفاده مي كند ، در طول تاريخ به اثبات رسيده است ، قمـــه زني نيز يكي از همين ابزارهــــاست كه مقــــام معظم رهبري در اين رابطه مطلبي نقــــل كرده اند : \" ... وقتي كمونيست ها بر منطقه آذربايجان شوروي سابق مسلط شدند همه آثار اسلامي را از آنجا محو كردند مثلاً مساجد را به انبار تبديل كردند و ...و هيچ نشانه اي از اسلام و تشيع باقي نگذاشتند فقط يك چيز را اجازه دادند و آن قمه زدن بود . دستورالعمل روساي كمونيستي به زير دستانشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز جماعت برگزار كنند و يا قرآن بخوانند اما اجازه دارند كه قمه بزنند ، چون خود قمه زني براي آنها يك وسيله تبليغاتي بر ضد دين و تشيع بود ... \" (نقل شده در ديدار عمومي با مردم مشهد در اول فروردين 1376).
در سايت www.rahpouyan.com مقاله اي تحت عنوان \" دفاع از حريم شيعه ، قسمت نهم \" آمده است كه در آن ذكر شده در اسناد سفارت انگليس در تهران ، مدركي پيدا شده با اين مضمون : در سال 1324 شمسي سفارت انگليس در ايران تعداد 15000 قمه خريد و به هيئات مذهبي اهدا كرد !كه خودتان را بزنيد و كاري به كار ما نداشته باشيد .

3) : تبعات بهداشتي و رواني قمه زني


الف )- عوارض بهداشتي :


پيامدهاي اين عمل ( قمه زني ) به اعتقاد كارشناسان و متخصصان امور بهداشت عبارتند از :
- خونريزي ، عفونت هاي موضعي ،قطع شدن عروق و اعصاب ، احتمال شيوع بيماريهاي عفوني همچون هپاتيت b و مننژيت ، ايجاد جوشگاه ناهنجار ( محل ترميم زخم بد شكل ) ، احتمال بروز شوك ناشي از كم شدن حجم خون بدليل خونريزي ، احتمال بروز آنمي ( كم خوني ) ، احتمال بروز كزاز و در موارد نادر بيماري هاري ، خطر احتمال ابتلا به عفونتهاي پوست و استخوان ، تشكيل كانونهاي چركي داخل نسج مغز و ايجاد آبسه در اثر قمه زدنهاي عمقي ، شكستگي استخوانهاي جمجمه و فرو رفتگي آن و مرگ سلولي .

ب )- اثرات زيانبار اصابت قمه بر مغز :


از ديدگاه دكتر عليرضا زالي جراح مغز و اعصاب و استاديار دانشكده پزشــكي دانشـــگاه عــلوم پزشكي شهيد بهشتي ، اثرات وارده به مغز عبارتند از :
-آسيب ديدگي پوست و مو ، استخوان و نسج مغزي زير استخوان در اثر اصابت قمه
- لختگي ، پارگي، و جراحت وريدي و خونريزي شديد در اثر اصابت قمه به سيستم وريدي مغز مـوسوم به سينوس \" بلياژيتال \"
- ايجاد شكستگي فرو رفته در اثر شكسته شدن قطعات استخواني زيرين
- تشكيل كانونهاي عفونت در شكستگي فرو رفته
- كوفتگي ، خونريزي و دچار دمه شدن نسج مغز
- وارد شدن مو و اجسام خارجي به داخل و تشديد خطر عفونت

0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن
 
 
 كلام رهبري  روزشمار
 
پيام به ملت هاي مسلمان در سراسر جهان در پي فاجعه عظيم سيل در پاكستان
پيام به ملت هاي مسلمان در سراسر جهان در پي فاجعه عظيم سيل در پاكستان
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به ملت هاي مسلمان در سراسر جهان، با اشاره به فاجعه عظيم سيل در پاكستان و ابعاد گسترده خسارت ها و نياز ميليون ها مسلمان پاكستاني به كمك فوري، تأكيد كردند: بايد در اين موقعيت خطير، براساس اخوت اسلامي به وظيفه خويش عمل كنيم و به ياري اين برادران و خواهران مصيبت زده بشتابيم. متن پيام ولي امر مسلمين جهان به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم امت بزرگ اسلامي فاجعه سيل زدگي كه برادران و خواهران مسلمان پاكستاني را در محنتي بزرگ فرو برده است، هر روز ابعاد گسترده تري مي يابد. اين فاجعه مناطق بسياري از شمال تا جنوب پاكستان را دربر گرفته و ميليون ها نفر را آواره كرده است. گستردگي اين بلاي خانمان سوز موجب شده است كه امدادرساني نيز با ...

√ رسول الله(ص) همان مسلمانان زخم خورده احد را مأمور دفع شبيخون دشمن كردند
√ مجالست با قران جهل را از بين مي برد
√ همت مضاعف نيازمند ورود حقيقي به ميدان كار و ابتكار است
√ 
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه شهداي محوري سازمان بسيج
ويژه نامه شهداي محوري سازمان بسيج
1389/04/26
ويژه نامه مهمان ناخوانده- ماهواره
ويژه نامه مهمان ناخوانده- ماهواره
1389/02/21
ويژه نامه شهادت شهيد مطهري
ويژه نامه شهادت شهيد مطهري
1389/02/12
پاسداري از پاسداري(سالروز تأسيس سپاه پاسداران)
پاسداري از پاسداري(سالروز تأسيس سپاه پاسداران)
1389/02/04
سيد شهيدان اهل قلم
سيد شهيدان اهل قلم
1389/01/20
روز انتخاب
روز انتخاب
1389/01/12
دريغ از فراموشي لاله ها(ويژه راهيان نور)
دريغ از فراموشي لاله ها(ويژه راهيان نور)
1389/01/01
ويژه نامه چهارشنبه سوري
ويژه نامه چهارشنبه سوري
1388/12/25
خبرنامه
Untitled Document
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي